138
الف:
«لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ». 1
- (اى پيامبر)، به جانت سوگند، آنان در مستى (تمايلات نفسانى) خويش، سرگردانند.
ب:
«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا. وَ الْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا. وَ النَّهٰارِ إِذٰا جَلاّٰهٰا.
وَ اللَّيْلِ إِذٰا يَغْشٰاهٰا وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا. وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا. وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا. فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا...». 2
- سوگند به خورشيد و تابش آن، و قسم به ماه وقتى به دنبال خورشيد برون آيد، و سوگند به روز آنگاه كه جهان را پرفروغ سازد، و قسم به شب وقتى كه جهان را در پردۀ سياه خود كشد، و قسم به آسمان و آن كه آن را برافراشت و سوگند به زمين و آن كه آن را گسترانيد و سوگند به جان (انسان) و آن كه او را نيكو آفريد و نيك و بد او را به وى الهام نمود.
ج:
«وَ النَّجْمِ إِذٰا هَوىٰ». 3
- سوگند به ستاره آنگاه كه فرود آيد.
د:
«ن، وَ الْقَلَمِ وَ مٰا يَسْطُرُونَ». 4
- قسم به قلم و آنچه مىنگارند.
ه :
«وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِي خُسْرٍ...». 5
- سوگند به زمان، انسان در زيان است...