84با خود فرود آورد 1».
درباره دلالت آيه كريمه چند نكتهى مهم در خورد توجهاست:
نخست اينكه در اين آيه كريمه مطلب به گونهاى بيان شده كه عموميت بردار نيست و به هيچ وجه نمىتوان احتمال داد كه اين آيه درصدد بيان يك حكم و قانون كلى است به طور مثال استحباب يا وجوب اداى زكات در حالت ركوع به عنوان يك تشريع دينى منظور نبوده بلكه اشاره به عمل واقع شدهاى است كه فردى در خارج انجام داده و اكنون قرآن اين عمل را معرف آن فرد قرار داده و مىخواهد شأن خاصى را براى او اثبات كند.
به ديگر سخن حكم آيه از قبيل احكام كلى شرعى نيست كه بصورت قضاياى حقيقيه انشا مىشود بلكه به گونهى قضيهى شخصيهى خارجيه و اشاره به واقعهى معينى بوده كه تنها يك بار وقوع يافته است. مؤيد اين برداشت اينكه در دستورات دينى حكمى براى استحباب صدقه و زكات در ركوع نيامده و هيچيك از فقهاى مذاهب فتوى به اين امر ندادهاند. دوم اينكه ولايت مذكور در آيهى كريمه به معناى سرپرستى و صاحب