60«حق آن است كه عدالت نسبت به همهى اهل ملل محقق مىگردد با عمل آنان به مقتضاى آن بر حسب عقيدهشان. 1»
مرحوم مطهرى نيز بر اين باور بود كه آيات و رواياتى كه دلالت مىكند اعمال منكران نبوت يا امامت مقبول نيست، ناظر به آن است كه آن انكار از روى عناد و لجاج و تعصب باشد. اما انكارهايى كه صرفاً عدم اعتراف است و منشأ عدم اعتراف هم قصور است نه تقصير مورد نظر آيات و روايات نمىباشد. اينگونه منكران از نظر قرآن كريم مستضعف و مرجون لأمراللّٰه به شمار مىروند. بنا به نظر حكماى اسلام از قبيل بوعلى و صدرالمتألهين، اكثريت مردمى كه به حقيقت اعتراف ندارند قاصرند و نه مقصر چنين اشخاصى اگر خداشناس باشند و به معاد اعتقاد داشته باشند و عملى خالص قربة الى اللّٰه انجام دهند پاداش نيك عمل خويش را خواهند گرفت. 2
چكيدهى سخن در اين باب اينكه:
اولاً هيچ تلازمى بين حقانيت يك عقيده و استحقاق عقاب اخروى يافتن در صورت جهل و عدم اعتراف بدان وجود ندارد، اين تلازم زمانى ثبوت و قطعيت مىيابد كه منشأ جهل و عدم اعتراف تقصير، عناد و لجاجت باشد.
ثانياً بنابر عقيدهى قطعى ما نسبت به عدل الهى، به يقين در مقام ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ، اين اصل مهم، اساس و زير بناى داورى الهى را تشكيل مىدهد. در رستاخيز، اين عدالت الهى است كه تكليف عاصيان و فرمانبرداران، قاصران و مقصران،