211وجود و هستى و تأثير و فعل، به مقام برتر، و موجود هستى بخش وابسته مىباشد و بدون مشيت حكيمانه، نه هستى پيدا مىكند و نه كارى راصورت مىدهد، در اين صورت عقيدۀ ما عين توحيد بوده (لا مؤثر في الوجود الاهو) و درخواست حاجت از آن،پيراسته از شرك و عبادت آن خواهد بود.
بنابر اين يادآورديم كه كليۀ حل نزاع و خلع طرف از سلاح، در بيشتر مسائل كه بر محور «توحيد» و «شرك» دور مىزند، مربوط به تحليل عبادت و آگاهى از معناى «الوهيت» و «ربوبيت» و شناخت افعال الهى از غير آن است.
اتفاقاً اعمال عرب جاهلى، همه و همه توأم با اعتقاد به الوهيت اوثان و ربوبيت اصنام بوده و همۀ آنها را تام الإختيار در بخشى از كارهاى الهى مىدانستند و تصور مىكردند كه خداوند زمام اين كارها را به آنها سپرده و آنها هستند كه هر كسى را بخواهند شفاعتش مىكنند و هر كسى را بخواهند شفاعت نمىكنند.
اين اجمال بحث است، افرادى كه بخواهند اين بحث را به صورت گسترده مطالعه كنند، به دو كتاب «معالم التوحيد» و «التوحيد والشرك فى القرآن» مراجعه كنند.