192كردند، چنانكه مىفرمايد:
«وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قٰالَ يٰا أَبَتِ هٰذٰا تَأْوِيلُ رُءْيٰايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّي حَقًّا» 1
«همگان در برابر يوسف به سجده افتادند و يوسف گفت: (سجده شماها و يازده برادرم) تأويل خوابى است كه قبلاً ديده بودم.»
قرآن خواب يوسف را، كه در دوران كودكىاش ديد، نقل مىكند آنجا كه مىفرمايد:
«إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سٰاجِدِينَ » 2
«يازده ستاره و آفتاب و ماه را بر خود سجده كنان ديدم.»
همۀ مسلمانان، حجرالأسود را به پيروى از پيشواى موحدان، پيامبر گرامى (ص) مىبوسند و بر آن دست مىمالند؛ همانند كارى كه بتپرستان با بتهاى خود انجام مىدادند. با اين وصف، كار ما عين توحيد و كار آنان عين شرك است.
با توجه به اين اصل، نبايد واقعيت عبادت را تنها در صورت عمل و در تذلّلها و خضوعهاى مطلق جستجو كرد. هر چند خضوع و تذلل يكى از اركان و از عناصِر واقعى آن است ولى ركن و عنصُر به آن منحصِر نيست، بلكه بايد خضوع و تذلل با عقيدۀ خاصى نيز توأم باشد و در حقيقت اگر خضوع - خواه به صورت بىنهايت يا به صورت كمرنگتر از آن - از عقيده خاصى سرچشمه بگيرد، «عبادت» شمرده مىشود و در حقيقت عقيده است كه به عمل رنگ