189تعريف منطقى، تفسير و ارائه كنيم.
شكى نيست كه زمين و آسمان نزد ما مفهوم كاملاً روشن و واضحى دارد، در صورتى كه بسيارى از ما نمىتواند آن را به صورت كامل تعريف كند و يا توضيح دهد، ولى اين مطلب مانع از آن نيست كه از شنيدن هر دو لفظ، معناى واضحى از آن، در ذهن ما مجسم گردد.
عبادت و پرستش نيز بسان لفظ زمين و آسمان است كه همگى به معناى واقعى آن واقف و آگاهيم هر چند نتوانيم درك خود را در قالب يك تعريف منطقى بريزيم، همچنانكه مصاديق واقعى هر يك از «عبادت» و «تعظيم» و يا «پرستش» و «بزرگداشت» نزد ما روشن است و جداسازى مصاديق هر يك از ديگرى بسيار آسان مىباشد.
عاشق دلدادهاى كه در و ديوار معشوق خود را مىبوسد و يا لباس و پيراهن او را به سينه مىمالد و يا پس از مرگ، قبر و تربت او را مىبوسد، در ميان هيچ ملتى پرستشگر خوانده نمىشود. عمل و كار كسانى كه براى ديدار جسدهاى موميايى رهبران بزرگ جهان، كه مورد علاقۀ گروهى از تودههاست، مىشتابند و يا براى ديدن آثار و خانه و كاشانۀ آنها مىروند وبراى احترام آنان چند دقيقه سكوت كرده و مراسمى را بر پا مىكنند، عبادت و پرستش محسوب نمىشود، هر چند خضوع و اظهار علاقۀ آنان در پايۀ خضوع خداپرستان در مقابل خدا باشد. در اين بحث تنها وجدانهاى بيدار مىتواند قاضى و داور باشد تا «احترام و تعظيم» را از «عبادت وپرستش» جدا سازد.
بنابر اين اگر بنا باشد عبادت را به صورت منطقى تعريف كنيم و تجزيه