185در پايان از تذكر نكتهاى ناگزيرم و آن اين كه: اين همه نقلهاى تاريخى هيچگاه نمىتواند دروغ و بىاساس باشد، حالا فرض كنيم كه همگى بىپايه و دروغ است، ولى باز بر مقصود ما گواهى مىدهند؛ زيرا اگر چنين كارهايى شرك، بدعت و يا نامشروع و حرام به شمار مىرفت هرگز دروغ پردازان آنها را به شخصيتهاى اسلامى نسبت نمىدادند، زيرا افراد دروغگو در زمينههايى دروغ پردازى مىكنند كه مورد پذيرش جامعه باشد تا مردم سخن آنها را بپذيرند و باور كنند و هرگز كارى را كه شرك و بدعت و يا حرام و نامشروع است، به صالحان نسبت نمىدهند؛ زيرا در اين صورت با مقاومت و عدم پذيرش مردم روبرو مىشوند و تير آنان به سنگ مىخورد و به هدف پست خود نمىرسند.