143بدانيم كه توسل به اولياى الهى به دو صورت انجام مىگيرد:
1 - توسل به ذات آنان، مثل اين كه بگوييم:
«أللّهُمَّ انّى أَتَوسَّلُ اليكَ بِنَبِيِّكَ مُحمّدٍ - صلّى اللّٰه عليه وآله وسلّم - أَنْ تَقْضِىَ حٰاجَتي»
«بارالها! توسّل به تو مىجويم، به وسيلۀ پيامبرت محمد (ص) كه حاجت مرا روا فرما.»
2 - توسل به مقام و قرب آنان در درگاه الهى و حقوق آنها مثل اين كه بگوييم:
«أَللّهُمَّ انّي أَتوسَّلُ الَيكَ بِجٰاهِ مُحمَّدٍ - صلّى اللّٰه عليه وآله وسلّم - وَحرمتِهِ وحَقّهِ أَنْ تَقْضِىَ حٰاجَتي»
«بارالها! مقام و احترام آنان را، كه نزد تو دارند، وسيلۀ خود قرار مىدهم كه حاجت مرا ادا فرمايى.»
از ديدگاه وهابىها، هر دو صورت ممنوع است. در حالى كه احاديث و سيرۀ مسلمين بر خلاف نظريۀ وهابىها است و توسل به اوليا را به هر دو صورت تجويز مىكنند.
نخست احاديث را مىآوريم و آنگاه به بيان سيرۀ مسلمين مىپردازيم. با بيان اين دو دليل، مسألۀ بدعت و نامشروع بودن، خود به خود روشن و منتفى مىگردد. و امّا اين كه آيا توسّل جويى به اولياى الهى، عبادت و پرستش آنهاست يا نه، در بخش «معناى عبادت» خواهد آمد و پيرامونش توضيح داده خواهد شد. گفتنى است آن بخش، از نقاط بس حسّاسِ اين مبحث به شمار