47
قُلْ قِتٰالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ كُفْرٌ بِهِ ... . 1
از تو دربارۀ جنگ در ماه حرام مىپرسند،بگو جنگ در آن گناه بزرگ و بازداشتن از راه خدا و كفر به او است.]
[اشهر معلومات:
يعنى ماههاى معلوم و مشخص كه همان ماههاى حج مىباشند؛ چنانكه در صحيحۀ معاوية بن عمار از ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام،آيۀ شريفۀ اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ ... 2به شوال،ذو القعده و ذو الحجّه،تفسير شده است. 3
البته نظريات ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد،ولى صاحب جواهر با استناد به همين صحيحه و برخى دلايل ديگر،همين قول را برگزيده است. 4]
اصابع(ذات):
در بيت زير از حسان بن ثابت نام اين مكان برده شده است:
عفت ذات الأصابع فالجواء
إلى عذراء منزلها خلاء
أصافر:
ياقوت مىنويسد:اصافر گردنههايى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگام رفتن به بدر،از آنها عبور كرد.
بكرى مىنويسد:كوههايى است نزديك جحفه واقع در جانب راست جادۀ مدينه به مكّه.در داستان عمرو بن اميّه ضمرى كه ابو داود آن را روايت كرده،از اصافر نام برده شده است.
گفتهاند:اصافر حدود بيست و پنج كيلومترى شمال شرقى رابغ واقع شده است.بنابراين،رابغ و اصافر دو جاى متفاوتند.
اصيهب:
مصغّر«اصهب»است،به معناى سرخ مايل به زردى(بور).آبى است نزديك مروّت واقع در سرزمين بنى تميم كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به اقطاع حصين بن مشمت داد.
اضافر:
به گفتۀ سمهودى،اضافر جمع «ضفيره»است به معناى ريگ دراز كج.
نام گردنههايى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از ترك ذفران به جانب بدر آنها را پيمود.ذو الاضافر:تپههايى هستند در دو ميلى هرشى كه به اين تپهها نيز اضافر مىگويند.
جاسر مىگويد:اضافر همان اصافر