365نبود،گاوى را به زور گرفت.ذباب آن انصارى را تعقيب كرد تا اينكه وارد مدينه شد و در مسجد در كمين او نشست و وى را به قتل رساند.مروان به آن مرد گفت:چرا او را كشتى؟گفت:گاو مرا به ناحق از من گرفت و من ناراحت شدم و او را كشتم.پس مروان آن مرد را كشت و جنازهاش را بر فراز ذباب به دار آويخت.
-ابو غسان گفت:يكى از مشايخ ما برايم نقل كرد كه:سلاطين افراد را بر فراز ذباب به دار مىآويختند.روزى هشام بن عروه به زياد بن عبيد اللّه حارثى 1گفت:عجبا!افراد را در جايى به دار مىكشيد كه محلّ برپا شدن خرگاه پيامبر خدا بوده است؟از آن پس،زياد از اين عمل خوددارى كرد و حكمرانان پس از او نيز ديگر دست به اين كار نزدند.
-ابو غسان از ابن ابو يحيى براى ما حديث كرد كه:فردى از معاوية بن عبد اللّه بن خبيب شنيده است كه از قول جابر بن اسامه 2مىگفت:پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مسجد جهينه را براى بليّ 3 خطكشى كرد و به نقلى،پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اين مسجد نماز گزارده است.
حزامى از عبد اللّه بن موساى تيمى، از اسامة بن زيد،از معاذ بن عبد اللّه بن خبيب،از جابر بن اسامۀ جهنى،براى ما نقل كرد كه گفت:در بازار به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله برخوردم كه با اصحابش مىرفتند.پرسيدم:با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به كجا مىرويد؟گفتند:مىخواهند براى قوم تو مسجدى را خطكشى كنند.من برگشتم، ديدم قومم ايستادهاند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله طرح مسجدى را براى آنان خطكشى كرد و در سمت قبلۀ آن،چوبى را نصب نمود.
-ابو غسان از ابن ابو يحيى،از سعيد بن معاوية بن عبد اللّه براى ما نقل كرده كه:پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد جهينه نماز خواند.
-ابو غسان از ابن ابو يحيى،از معاوية بن نعمة از پدرش معاذ بن عبد اللّه بن ابى مريم جهنى بر ما حديث