356
مزينه:
نام يكى از قبايل عرب است كه در سيره و حديث،جاهاى بسيارى به آن اضافه مىشود.اين قبيله در اماكن ميان مدينه و وادى القرى مىزيستهاند؛از جمله سرزمينها و آبادىهاى آنان عبارت است از:روحاء(در راه بدر)، العمق(در اطراف عقيق و فرع و از جمله كوههاى آنان است:آره،ميطان،ورقان، قدس و نهبان در تهامه.همچنين از وادىهاى ايشان است:ريم،لأى،يدوم و سايه.بت اين قبيله«نهم»نام داشت.
بيشتر اين اماكن و آثار را در اين فرهنگنامه توضيح دادهام.
[مستجار:
در روايات،از آن به«ملتزم»و «متعوّذ»ياد شده كه پشت ديوار كعبه، اندكى قبل از ركن يمانى است و مستحب است هنگامى كه طوافكننده،در دور هفتم،به آنجا مىرسد،دستهايش را بگشايد و بر ديوار مستجار بگذارد و نيز شكم و گونۀ خويش را بر آن نهد و اين كار را«التزام»و آن مكان را«ملتزم»يعنى جايگاه التزام گفتهاند و نيز خواندن دعاها و نيز اقرار و اعتراف به گناه در آنجا،در روايات توصيه شده و ائمه عليهم السّلام نيز خود چنين مىكردهاند. 1
مستجار و متعوّذ،به معناى جايگاه پناه بردن است كه مقصود در اينجا پناه بردن به خدا از آتش دوزخ مىباشد؛ چنانكه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد:«ثمّ تستجير باللّه من النّار...» 2پس از التزام و اعتراف به گناه،پناه به خدا ببر از آتش دوزخ]
مستعجله:
تنگهاى است در راه مدينه و بدر كه مسافر رهسپار به صفراء،پس از قطع النازيه،از اين تنگه،بالا مىرود.
مستوره:
شهرى است ساحلى كه با دريا فاصلۀ چندانى ندارد و در ساحل شرقى درياى سرخ،در چهل كيلومترى شمال رابغ قرار گرفته و ابواء در فاصلۀ بيست و هشت كيلومترى شرق آن واقع است و با مكه 235 كيلومتر فاصله دارد...در وجه تسميۀ مستوره،گفتهاند كه زنى از زبيد به نام مستوره در آنجا چاهى حفر كرده بود و به همين علت مستوره نام گرفت.
مسجد:
مساجد نبوى كه در سيره و احاديث آمده،فراوانند.برخى از اين مساجد در