324از ميان دو گورستان معلاة(منطقۀ بالاى مكّه)عبور مىكند و طرف ديگر آن به حىّ العتيبة و جرول منتهى مىشود.
اما«كدىّ»(به ضمّ اول و تشديد ياء) امروزه نيز به همين نام خوانده مىشود و راه آن از مسفله(منطقۀ پايين)مكه به سمت كوه ثور و جنوب شرقى مكه تا منا مىگذرد.
«كدى»،به ضمّ و قصر،همان است كه در حال حاضر به«ريع الرسام» معروف است و ميان حارّة الباب و جرول جاى دارد.علت نامگذارى آن به «ريع الرسّام»آن است كه در زمان اشراف،مركزى براى گرفتن عوارض از كالاهاى وارد شده از جدّه بوده است.-«ثنية العليا و السفلى».
كدر:
(به ضمّ كاف و سكون دال)،به اين كلمه واژۀ قرقره را اضافه مىكنند و مىگويند:
قرقرة الكدر.قرقره به معناى زمين نرم و هموار است و كدر به معناى پرندۀ تيرهرنگ.در غزوۀ بنى سليم از اين محل اسم برده شده است.آگاهان در تعيين محل و موقعيت آن گفتهاند: هرگاه از مدينه به قصد قصيم حركت كنى و ميان صويدره و الحناكيه قرار بگيرى،كدر در سمت راست تو قرار مىگيرد؛در فضاى پهناورى كه تا معدن بنى سليم، «مهد الذهب»فعلى امتداد دارد،اما امروزه نام آن معروف نيست.
كديد:
(به فتح كاف و كسر دال و به روايتى به ضمّ كاف)،در اخبار مربوط به جنگ فتح مكه از اين محل نام برده شده و آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ماه رمضان خارج شد،در حالى كه روزه داشت و مسلمانان نيز روزهدار بودند و چون به كديد رسيد روزهاش را باز كرد.
امروزه كديد به نام«حمض» معروف است و سرزمينى است ميان عسفان و خليص در فاصلۀ 90 كيلومترى مكّه در راه مدينه.
كراع ربّه:
در سرزمين جذام در شمال مدينه قرار دارد.در اخبار سريّۀ زيد بن حارثه با قبيلۀ جذام از اين محل نام برده شده است.
كراع الغميم:
كراع در لغت به معناى لبه و كنارۀ هر چيزى است.كراع الأرض يعنى كرانۀ زمين.
در غزوۀ بنى لحيان آمده است.