319وادى الرّمه كه راه مدينه به قصيم از آن مىگذرد و با مدينه 330 كيلومتر فاصله دارد.
قطيف:
شهرى است آباد در شرق عربستان سعودى،واقع در ساحل خليج فارس.
نخلستانها و آبهاى فراوان دارد.در سريّۀ خالد بن وليد،در سال هشتم هجرى با بنى جذيمة بن عوف از اين شهر نام برده شده است.
قعيقعان:
كوه مكه است كه از شمال غربى بر مسجد الحرام مشرف مىباشد و از ثنيّه (گردنه،تنگ)كداء تا كدى امتداد دارد و از غرب مشرف بر ذى طوى است.اين كوه امروزه به اين نام معروف نيست و هر قسمتى از آن نام جديدى دارد،مانند:
العبّادى،السليمانيه،جبل هندى و جبل الفلق.
قفّ:
(به ضمّ اول و تشديد دوم)،در اصل به معناى زمينى است كه برآمده و درشت و سنگلاخى و مشرف بر اطراف خود باشد و به اشتر خسبيده شباهت دارد.در حديث و سيرۀ نبوى،از اين مكان بسيار نام برده شده است.قفّ يكى از وادىهاى مدينه است و مردم مدينه در آن ملك و املاك داشتهاند.به ظاهر آنگونه كه زبير گفته است،در عاليه (قسمت بالاى)مدينه واقع شده.زبير گفته است:ماريه ابراهيم را در عاليه،در ملكى كه به آن مشربۀ امّ ابراهيم مىگويند و در قفّ واقع است، به دنيا آورد.
ابو داود روايت كرده است كه گروهى از يهود پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را به قف دعوت كردند و آن حضرت در بيت المدارس نزد آنان رفت...اكثر خانههاى يهود در عاليه مدينه داشته است.
قلس:
-«فلس»؛زيرا احتمالا هر دو مكان،يكى است.
قلهى:
بر وزن«جمزى».گاهى هم به سكون ميم گفته مىشود.قريهاى است در وادى ذى رولان در حاشيۀ مدينه.
قلهىّ:
(به فتح اول و دوم و كسر هاء و ياء مشدّد)،مكانى است نزديك مدينه كه سعد بن ابى وقّاص پس از قتل عثمان بن عفان در آنجا كنج عزلت گزيد.«قلهيّا» نيز گفتهاند.
به گفتۀ محقّقان:در جنوب مدينه،