194رودخانهاى است.به قول ديگر:ميان رود حيره تا نجف و تا كسكر را سدير مىگفتهاند.
سدير و خورنق:
دو قصر بودهاند در عراق متعلّق به منذريان.
سديره:
مصغّر«سدره»؛ياقوت مىگويد:
آبى است ميان جراد و مروّت،در سرزمين حجاز.زمانى كه حصين بن مشمت خدمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد و اسلام آورد،آن حضرت اين آب را با چند آب ديگر به اقطاع وى داد.
سراة:
(به فتح سين)،جمع غير قياسى «سرىّ»است.به گفتۀ سيبويه:اسمى است كه براى جمع وضع شده و مفرد ندارد؛ مانند«بقر»و«رهط».سراة در عربستان عبارت است از منطقۀ كوهستانى واقع در جنوب طائف تا نزديك آبها در جنوب عربستان سعودى.
سردد:
(به ضمّ اول و سكون دوم و ضمّ دال اول)،در شعر پوزشخواهانۀ ابو سفيان بن حارث از محضر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله،اين نام ذكر شده و گمان مىرود در سرزمين يمن باشد.
سرر:
(به كسر اول و فتح دوم)،محلّى است كه ناف پيامبران در آنجا بريده شده است.
ياقوت مىنويسد:در چهار ميلى مكه است.در برخى احاديث آمده است كه:در مأزمان منا است و در آنجا درخت بزرگى وجود دارد.ابن عمر گويد:در زير اين درخت ناف هفتاد پيامبر را بريدهاند.بعضى از محدثان آن را به ضمّ سين و بعضى به فتح آن خواندهاند.اما گفتهاند كسر آن درستتر است.
سرغ:
(به فتح اول و سكون دوم و به قولى به فتح اول و دوم)،گروهى آن را آخرين نقطه از اعمار و توابع مدينه دانستهاند و بعضى گفتهاند:آخر شام و اول حجاز و در وادى تبوك است.
دباغ در جلد اول كتاب«بلادنا فلسطين»مىنويسد:سرغ،همان المدوّرۀ فعلى است كه مركز مرزهاى ميان اردن و عربستان سعودى،از راه حارة عمار مىباشد.در همينجا بود كه عمر به شخصى برخورد كرد و آن شخص او را از شيوع طاعون در شام خبر داد.مالك روايت كرده كه عمر بن خطاب رهسپار