193روايت شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد الروحاء،كه در عرق الظبيه است،نماز خواند و فرمود:« اينجا سجاسج، وادىاى از وادىهاى بهشت است.» (المناسك،ص 446)نيز-«الروحاء».
سجله:
چاهى قديمى است در مكه،كه مطعم بن عدىّ آن را حفر كرد.حفر اين چاه به هاشم يا قصىّ نيز نسبت داده مىشود و آنگونه كه ادعا مىشود،اين چاه پيش از پيدايش چاه زمزم حفر شده است.
سدّ:
به ضمّ سين و فتح آن خواندهاند و گفتهاند:با ضمّ به معناى بند و سدّ طبيعى است و با فتح به معناى بند و مانعى است كه ساختۀ دست بشر باشد.بعضى نيز گفتهاند:هر دو به يك معنا است.در سيره و حديث از اين نام ياد شده است؛مثلا ياقوت نقل كرده است كه سدّ آب بارانى است كه كوه شوران مشرف بر آن مىباشد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد جلو آن سدّى بسازند.از اين سدّ قناتى به قبا كشيده شده است.-«شوران».
در بخارى آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در محلّ سدّ صهباء با صفيه عروسى كرد.
اين سد ميان خيبر و مدينه قرار دارد.در روايتى«سدّ روحاء»آمده است.گفتهاند:همان سدّ صهباء درست است؛زيرا روحاء در خيبر نيست.
[سدانة البيت:
به معناى خدمت كعبه است و به كسى كه اين مسئوليت را به عهده داشته«سادن الكعبه»مىگفتهاند و كار او توليت كعبه،گشودن و بستن در و انجام وظايف محوّله نسبت به بتهاى درون كعبه در زمان جاهليت بوده است. 1
سدانة البيت سمتى بوده كه به صورت موروثى در ميان طايفۀ«بنى عبد الدار نسل به نسل مىگشت. 2]
سدّ مأرب:
در يمن بوده است.
سدّ معونه:
-«سدّ»و«معونه».
سدير:
كه غالبا در كنار«خورنق»از آن ياد مىشود،نام قصر نعمان بن منذر بوده است.بعضى گفتهاند قصرى بوده نزديك خورنق در حيره.به قولى هم نام