191
«س»
سائب:
از جمله چاههايى است كه عثمان بن عفان در راه زائران خانۀ خدا حفر كرد.
ساحل:
هر زمينى كه مجاور دريا باشد؛ كرانۀ دريا.
در«انساب الاشراف»آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو موسى اشعرى را به امارت بر زبيد و زمع و عدن و ساحل گماشت...مقصود از ساحل در اينجا، ساحل دريايى است كه يمن در مجاورت آن واقع است؛زيرا اين اماكن در يمن هستند. هرگاه از ساحل در حجاز ياد شود،مقصود ساحل ينبع و جدّه و رابغ است.
ساربه:
در نامۀ پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بنى ضباب از قبيلۀ بنى حارث اين نام آمده است، ولى حقيقت آن،براى من روشن نشد.
سافله:
به منطقۀ سمت شام مدينۀ منوره اطلاق مىشود.در سيره آمده است:
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چون در بدر به پيروزى دست يافت،ابن رواحه را به ميان اهالى عاليه فرستاد تا اين پيروزى را به آنان بشارت دهد و زيد بن حارثه را به سوى مردم سافله مأمور كرد.سافله در اينجا،مقابل عاليه است.
ساوه:
شهرى است ميان رى و همدان.در اخبار آمده است كه هنگام تولد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله«آتش(آتشكدۀ)فارس خاموش شد و درياچۀ ساوه فروكش كرد».ياقوت مىنويسد:اين شهر تا سال 617 ه.ق.آباد بود اما تاتارهاى كافر به آن حمله آوردند و ويرانش كردند.
سايه:
دهكدهاى است از دهكدههاى الفرع