171
«ر»
رئم:
-«ريم».
رابخ:
گفتهاند،جايى است در نواحى نجد.
رابغ:
شهرى ساحلى در حجاز،ميان جدّه و ينبع كه در 155 كيلومترى شمال جدّه و 195 كيلومترى جنوب ينبع قرار دارد.در صدر رابغ بود كه عبيدة بن حارث، فرمانده نيروى گشتى اعزامى از سوى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله،با كاروان قريش كه ابو سفيان بن حرب نيز در ميان آنان بود، روبهرو شد.در سيره،تعبير«بطن رابغ» به كار رفته است.-«نقشۀ رابغ».
راتج:
(به كسر تاء)،نام جاى يا كوهى است كه در آثار و اخبار نبوى از آن ياد شده است.مىگويند در شمال شرقى ذباب قرار دارد.-«ذباب».
راذان:
در حديث عبد اللّه بن مسعود آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از افزودن بر شمار بچه و دارايى نهى كرد.عبد اللّه گفت:چگونه است اگر كسى در رازان و فلان و بهمان،مال و ثروت داشته باشد.
بعضى گفتهاند:راذان قريهاى است در نواحى مدينه،اما كسى آن را نمىشناسد...معروف است كه راذان از دهكدههاى عراق مىباشد.
راكس:
در ميان قطايع پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله،از آن ياد شده و احتمالا در نواحى نجار از طرف مدينة النبى بوده است.
رامهرمز:
اقليم و شهرى است در خوزستان،ميان اهواز و اصفهان.از قول سلمان نقل شده كه گفته است:من از رامهرمز هستم.