159
«د»
دار:
(خانه)،نام ديگر مدينة النبى است و مقصود از«دار»در عبارت«يوم الدار» خانۀ عثمان بن عفان است.
[همچنين دار،يكى از نامهاى مدينه منوّره مىباشد و در قرآن آمده است: وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِيمٰانَ ... ؛ 1«آنانى كه در مدينه مسكن گزيدند.»و به آن دار الهجره نيز گفته مىشود. 2]
دار ابو ايّوب انصارى:
-«خانۀ ابى ايوب انصارى»كه شرح آن گذشت.
دار الأرقم:
(خانۀ أرقم)،در مكه،نزديك صفا بود.در آغاز بعثت،مسلمانان مخفيانه در اين خانه نماز مىخواندند.
دار القضاء:
خانۀ عمر بن خطاب در مدينه بود كه بعد از مرگش براى پرداخت بدهكاريش فروخته شد.بعضى گفتهاند:
دار الامارۀ مدينه بوده و آن را خانۀ مروان بن حكم مىناميدند و بعدها خانۀ فرماندار مدينه شد.
[دار القوارير:
خانهاى بوده كه حمّاد بربرى آن را براى زبيده همسر هارون الرشيد،اندكى پيش از خلافت او ساخته و از آنجا كه به وسيله آيينه كارى تزيين شده بود،به آن«دار القوارير» مىگفتهاند.دار القوارير در كنار مسجد الحرام،در طرف مسعى قرار داشته و يكى از دو در آن روبروى«مسعى» گشوده مىشده است. 3]