51
103 . تفسير العيّاشى - به نقل از عبد الصمد بن سعد - : منصور دوانقى [ ، خليفۀ عبّاسى،] خواست كه خانههاى اهل مكّه را بخرد و به مسجد الحرام بيفزايد ؛ ولى نفروختند.
وى آنان را تشويق كرد ؛ ولى آنان امتناع كردند.
او از اين مسئله دلتنگ شد. نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت: من از اينان ، بخشى از خانهها و آستانههايشان را خواستم تا به مسجد بيفزاييم ؛ ولى ندادند. اين مرا به شدّت اندوهگين ساخت .
امام صادق عليه السلام فرمود: «آيا اين تو را غمگين مىسازد، در حالى كه حجّت (دليلِ) تو بر آنان در اين مسئله آشكار است؟» .
گفت: چگونه بر آنان استدلال آورم؟
فرمود: «به وسيلۀ كتاب خدا».
گفت: با كجاى قرآن؟
فرمود: «اين سخن خدا: (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ ) . خداوند [ در اين آيه] خبر داده است كه: همانا اوّلين خانهاى كه براى مردم نهاده شد، همان خانهاى است كه در مكّه است . اگر آنان پيش از كعبه در آن جا ولايت (مالكيّت) داشتهاند ، آستانهها از آنِ آنان است ؛ امّا اگر خانۀ خدا پيش از آنان بوده است، آستانۀ كعبه ، متعلّق به آن است» .
منصور ، آنان را فرا خواند و با اين آيه بر آنان احتجاج كرد. به او گفتند: آنچه دوست دارى ، انجام بده. 1
104 . تفسير العيّاشى - به نقل از حسن بن على بن نعمان - : مهدى عبّاسى ، چون مسجد الحرام را توسعه داد، خانهاى در گوشۀ مسجد ماند . از صاحبان آن خواست ؛ ولى ندادند. در اين باره از فقيهان پرسيد. همه گفتند: سزاوار نيست چيزى را به غصب ، جزء مسجد