203الأسود را بوسيد، دستانش را بر آن نهاد و سپس به صورتش كشيد. 1
513 . سنن ابن ماجة - به نقل از ابن عمر - : پيامبر خدا ، رو به حجر الأسود كرد، لبهاى خود را بر آن نهاد و بسيار گريست. سپس روى برگردانْد، عمر بن خطّاب را ديد كه مىگِريد.
فرمود: «اى عمر! اين جاست كه اشكها بايد بريزد!» . 2
514 . مسند أبى يعلى - به نقل از ابن عمر - : پيامبر خدا را ديدم كه بر حجر الأسود ، دست مىكشيد . از آن پس بر حجر الأسود نگذشتم، مگر آن كه من هم بر آن دست كشيدم. 3
515 . الكافى - به نقل از معاوية بن عمّار - : از امام صادق عليه السلام پرسيدم: مردى حج انجام داده، ولى بر حجر الأسود ، دست نكشيده است. فرمود: «اين ، مستحبّ است . اگر نتواند ، خداوند ، به عذرپذيرى شايستهتر است» .
4
ر . ك : ص 107 (ركن يمانى).
2 . حكمتِ استلام
516 . امام باقر عليه السلام : حجر الأسود، مانند پيمان است و دست كشيدن بر آن ، مانند بيعت است. [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] هر گاه بر آن دست مىكشيد، مىگفت: «خدايا! اين امانت من است كه ادا كردم و پيمان من است كه بستم، تا نزد تو براى من ، گواهى دهد كه رساندم» . 5
517 . الكافى - به نقل از حَلَبى - : به امام صادق عليه السلام گفتم : چرا دست كشيدن به حجر الأسود،