124
فُسوق
[251] فسوق؛ يعنى دروغ گفتن، فحش دادن و فخرفروشى 1 به ديگران. (م372)
[252] آنچه در بين مردم متعارف است كه مُحرم به ديگرى دوستانه دستور مىدهد، يا درخواست مىكند؛ مثلاً مىگويد: «يك ليوان آب به من بدهيد»، كه همراه با فخرفروشى به ديگران نمىباشد، اشكال ندارد. (س، 527)
جِدال
[253] قسم خوردن به «اللّٰه»، يا ترجمۀ آن به زبان ديگر؛ مثلاً به «خدا» در مقام اثبات يا ردّ چيزى «جدال» است و از محرّمات احرام شمرده شده است. (م373)