58
149 2 هر چند در حالت عادى، اجير گرفتن از ميقات كافى است ولى اگر در همان سال وفات، اجير گرفتن از ميقات ممكن نباشد، لازم است از محلّ خودش نائب بگيرند و هزينۀ آن از اصل تركه خارج مىشود، و جايز نيست اين كار را به تأخير بيندازند هر چند در سال بعد نائب گرفتن جهت حجّ ميقاتى ممكن باشد.
150 3 به صرف اجير گرفتن، حج از عهدۀ ميّت ساقط نمىشود، بلكه بايد اطمينان داشته باشند كه به وظيفه عمل كرده است. و اگر بدانند كه او به هر دليلى به وظيفهاش عمل نكرده، واجب است دوباره اجير بگيرند و مخارج آن از اصل مال خارج مىشود. و اگر اُجرتى كه به اجير اوّل دادهاند، از مال ميّت پرداخت شده، بايد پس بگيرند.
زياد و كم بودن اُجرت
151 1 كسى كه وفات نموده و حج بر او مستقر بوده در صورتى كه استنابه ممكن نباشد مگر به اجرت زائد بر متعارف، بايد اقدام شود و از ورثه در مبلغ زائد استجازه شود و اگر در ورثه صغار هست، احتياطاً زائد را بين غير صغار تقسيم نمايند.
152 2 اگر نائب پيدا نشود مگر به قيمت بيشتر از حدّ معمول، در وجوب نائب گرفتن اگر چه هزينۀ آن به اندازۀ همه دارايى باشد، تأمّل است.
153 3 بنا بر اظهر جايز است اجيرى را انتخاب نمايند كه از جهت فضيلت و شرف، مناسب حال ميّت باشد؛ هر چند به مبلغ بيشترى نياز است و استيجار از مال ميّت باشد. هر چند احوط آن است كه كسى را اجير نمايند كه اجرت او از ديگران كمتر باشد.
وارث و نائب به فتواى مرجع خودشان عمل مىكنند
154 1 در نائب گرفتن، وارث بايد به فتواى مرجع خودش عمل نمايد، يا