50نشود و خود شخص در صورتى كه به حج نرود بتواند آن بدهى را پرداخت نمايد كه در اين صورت حجْ واجب نمىشود.
115 3 در «استطاعت بذلى» اگر دهنده (باذل) ، انسان را وكيل كند كه از طرف او پولى قرض نمايد و به حج برود كه بعداً خود باذل آن را بپردازد با اطمينان به گفتۀ او بايد، قبول كند و حجْ واجب مىشود.
116 4 «قربانى» در استطاعت بذلى، بر عهدۀ باذل است.
حجّ روحانيون كاروان و خدمه و مواردى از استطاعت بذلى
117 1 روحانيون و خدمۀ كاروان و امثال آنها كه حجِ واجب خود را به جا نياوردهاند و هزينۀ حج آنها عنوان مزد ندارد، حجّ آنها از موارد حجّ بذلى محسوب مىشود.
118 2 اگر شخصى براى ديگرى مالى وصيّت كند كه او با آن مال حج نمايد، در صورتى كه آن مال به مقدار هزينۀ حج و مخارج عائلۀ وى باشد، پس از موت وصيّت كننده، حج بر آن شخص واجب مىشود به شرط اين كه على الأحوط قبول وصيّت اگر از نوع تمليك بوده باشد نموده باشد.
119 3 اگر شخصى مالى را براى حج، وقف يا نذر يا وصيّت نموده باشد و متولّى وقف، يا ناذر، يا وصىّ، آن مال را به كسى بذل نمايد، حج بر او واجب شده و موضوع «حجّ بذلى» محقّق مىشود.
رجوع باذل از بذل و غصبى بودن مال
120 باذل (بخشندۀ مال) مىتواند قبل از اين كه گيرنده داخل احرام شود از بخشش خود، برگردد ولى نفقۀ بازگشت وى از محل اعلام رجوع كه زائد