79اين رو، پيامبر اسلام(ص) در سيره عملى و در روابط خود با پيروان اهل كتاب، به اين اصول مشترك دعوت مىنمايد.
هنگامى كه اسلام در سرزمين حجاز به اندازه كافى گسترش يافت، پيامبر(ص) نامههاى متعددى براى زمامداران بزرگ آن عصر فرستاد و در قسمتى از اين نامهها، به قدر مشترك ميان اديان آسمانى؛ يعنى «توحيد» دعوت كرد كه به بعضى از اين نامهها اشاره مىشود:
1. نامه به زمامدار مصر:
«بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، من محمّدبن عبدالله إلى المُقَوقس عظيم القبط. سلام عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى؛ أمّا بعد، فإنّي أدعوك بدعاية الإسلام أسلم تسلم، يؤتك الله أجرك مرّتين فإن تولّيت فإنّ عليك إثْم القبط، و يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ الله وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ». 1
«به نام خداوند بخشنده بخشايشگر، از محمد فرزند عبداللّه، به مقوقس بزرگِ قبطيان. درود بر پيروان حقّ باد! من تو را به اسلام دعوت مىكنم. اسلام را بپذير تا سالم بمانى. خداوند به تو دو بار پاداش دهد - يكى براى ايمان آوردنت و ديگر، براى كسانى كه از تو پيروى كرده، ايمان مىآورند - و اگر از قانون اسلام سرباز زنى، گناه قبطيان بر تو خواهد بود؛ اى اهل كتاب، ما شما را به يك اصل مشترك دعوت مىكنيم؛ به اين كه غير از خداوند يگانه را نپرستيم و كسى را شريك او قرار ندهيم و نبايد بعضى از ما، بعضى ديگر را به خدايى بپذيرد و هرگاه آنان از آيين حق سر بر تابند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم.»
«مقوقس» زمامدار مصر از طرف «هِرقل» پادشاه روم بود و «قبطىها» نژادى بودند كه در مصر زندگى مىكردند.