504اين مسلك، از همان آغاز پيدايش، عكسالعملهاى تندى را به دنبال داشت، بهگونهاى كه پدر و برادر وى و گروههاى بسيارى از مردم شهرهاى مختلف آن روز عربستان و منطقه شامات، به مخالفت جدّى با او برخاستند و حتى مردم زادگاهش «عيينه»، نيز وى را از شهر بيرون كردند.
محمد بن عبد الوهاب، در سال 1160 در يك ائتلاف و پيوند سياسى با محمد بن مسعود (جدّآل سعود) پشتوانهاى براى دفاع از عقايد باطل خود يافت و با حمله به شهرهاى ديگر حجاز و نيز يمن و عراق و شامات، مردم اين شهرها را وادار به بيعت و پذيرش عقايد خود مىكرد و جان و مال مردم در صورت عدم پذيرش، از تعرض مصون نمىماند و با آنان همچون كافران برخورد مىشد. پس از مرگ وى نيز پيروان اين مسلك با حمله به كربلا تعداد زيادى را كشتند و ويرانىهاى فراوانى به بار آوردند و حتّى خزاين حرم را به غارت بردند و از آن زمان تاكنون نيز پيروان متحجّر اين مسلك نادرست، جنايات بىشمارى را انجام و با ترويج عقايد باطل خويش، انسانهاى غافل و ناآگاه را در دام خود اسير كردهاند.
سپاه صحابه در پاكستان و طالبان در افغانستان و ... مولود اين مسلكاند.
بىپايه بودن عقايد وهابيّت براى عالمان و فرهيختگان جهان اسلام بسيار روشن و مبرهن است و جالب آن كه اولين كسى كه نقد وهابيّت را نگاشت «سليمانبن عبدالوهاب» برادر وى بود كه كتابى با عنوان «الصواعق الالهيّة في الردّ علي الوهابيّة» تأليف، عقايد برادرش را باطل اعلام كرد.
ايوب صبرى پاشا - نويسنده كتاب «مرآة مكّه» نيز، كه خود سنّى مذهب است، كتابى بهنام «تاريخ وهابيان» تأليف نموده و در آن به بررسى عقايد و افكار و جنايات آنان پرداخته است.
مقاله حاضر برگرفته از كتاب مرآة مكّه وى مىباشد كه مؤلف ماجراى سلطه وهابيان