380«اعتقاد اين بنده آن است كه اگر احدى، يك فلوس در مشرق زمين نذر داشته باشد، با وجود آنها و در صورت امكانِ رسانيدن به آنها توسط حجاج، حرام است كه به ديگرى بدهد. زندگانى نه آن قدر بر آن بيچارگان تلخ و صعب است كه بتوان شرح داد.» 1
دليل علاقه ايرانيان براى اقامت ميان نخاوله، جداى از آرامش خاطر آنان، داد و ستد متقابلى بود كه به لحاظ مادى و معنوى ميان آنان برقرار مىشد. سكونت يك شيعه در ميان نخاوله، سبب مىشد تا او در انجام فرائض مذهبى خود از بند تقيّه آزاد باشد. چنان كه امين الدوله در وقت اقامت در منزل نخاوله مىگويد كه «نماز ظهر و عصر بىتقيه ادا شد.» 2 به علاوه، اين سكونت سبب مىشد تا زائران شيعه، پولى را كه بابت اجاره بها مىپردازند، به يك شيعه بدهند.
فراهانى در سال 1302 در باره نخاوله نوشته است كه آنان بيشتر در قراى خارج از ديوار مدينه زندگى كرده و «اغلب فقيرند و زراعت و آبيارى اراضى و باغات دور شهر را مىكنند». وى به دنبال آن مىنويسد: «حجاج شيعه، اغلب در خانههاى نخاوله منزل مىنمايند.».
وى جمعيت مدينه را هشتاد هزار نفر دانسته كه از اين مقدار، ده هزار نفر آن شيعه مذهب هستند. به نوشته وى «قريب چهار هزار شيعه در شهر و شش هزار در قراى اطراف شهر هستند.» 3 همو مىنويسد كه امسال «حجاج در مدينه و همه شب در حوش نخاولهها جمع شده و مشغول روضه خوانى و تعزيه دارى حضرت سيد الشهداء بودند و گاهى سنىها هم به روضه مىآمدند و مخصوصا بعد از فراغت از روضه، دعاى دوام دولت شاهنشاه ايران را به اسمه مىنمودند.» 4 حسام السلطنه كه در سال 1297 به عنوان يك شاهزاده با احترام و با استقبال رسمى و سفارش سلطان عثمانى به مكه و مدينه آمده بود، مىنويسد كه در مدينه «سادات حسينيه و موسويه و نخاوله آمدند. چون اين دو طايفه شيعه هستند و در مدينه مسكن دارند و لازم الرعاية