379بوده و در طول سفر و به ويژه شهر مدينه به اين مسأله توجه داشتند. براى نمونه، زائرانى كه از ايران به سوى شام رفته و از آنجا قصد مدينه مىكردند، در محله خراب شام سكونت مىگزيدند. اين محله، محلهاى شيعه نشين بود كه از زمان صفوى به اين سو، محل اقامت زائران ايرانى بود. از جمله زائرى در سال 1331 نوشته است كه در دمشق «در خانه جناب حاجى محمد مهدى حلباوى، در محله معروف به خراب كه خيلى آباد است، نزول كرديم». 1
يك زائر شيعه هشيار، به طور معمول، در هر منزل به اين امر توجه داشت كه طرفش بر چه مذهبى است؛ شيعه است يا سنى. زمانى كه امين الدوله در نزديكى مدينه وارد سربازخانه شد، از «مصلّى و اوراقى كه در منزل رئيس كل عساكر» آنجا بود، حدس زد كه وى «بايد شيعى مذهب باشد». 2 زائرانى نيز كه از طريق بصره مىرفتند، در قصبچه كوچكى معروف به مقام على كه «اهل آنجا غالب شيعه مىباشند» منزل مىكردند. 3
در اين زمينه مهمترين نكته آن بود كه در مدينه، شيعيان نخاوله 4 سكونت داشتند و از اين جهت، ايرانيان، مشتاق بودند تا با آنان در ارتباط بوده و رفت و شد داشته باشند. از اين رهگذر آگاهىهاى جالبى از اين طايفه در سفرنامههاى ايرانيان ديده مىشود. نجم الملك كه به سال 1306 به حج مشرف شده، در باره نخاوله و موقعيت بسيار ضعيف آنان در ميان ديگر ساكنان مدينه، از سر دلسوزى، آگاهىهاى جالبى به دست داده است: «اهل مدينه، مردان شان، غالب كوسجاند و سفيد پوست؛ ولى بد زبان و خشن و بسيار تنگ معيشت.
خاصه طايفه نخاوله كه منسوباند به حضرت سجاد(ع). جمعى شيعه خاصاند، و عجب اين است كه اهل مدينه ايشان را كلاب مدينه ناميدهاند. اين طايفه در خارج شهر قديم، خانههاى بسيار پست خرابه دارند، و به كمال سختى زندگانى مىكنند و اهل مدينه آنها را به حرم مطهّر و به مسجد النبى راه نمىدهند و گاه گاه اتفاق نموده مىريزند و خانههاى ايشان را مىزنند و مىكشند و غارت مىكنند!» همين زائر مىافزايد: