363در سال 1331 كه اعراب بدوى در نزديكى مدينه به كاروان ايرانىها حمله كرده و پول و تذكره و براوات آنها را برده بودند، وقتى حجاج به مكه آمدند، نماينده ايران بىتوجه به اين دشوارىها، براى مردم ايجاد مشكل كرده، از آنان «مطالبه تذكره و رسوم قول مىكنند».
اين در حالى است كه «بيچارهها متوقّع بودند كه مأمور دولت متبوعه شان جدّ و جهدى در استنقاذ و استرداد اموال منهوبه مىنمايد و سفارت مقيم باب عالى پروتست خواهد كرد و عنقريب تلافى مىشود!» اما روشن است كه اين انتظار بيهوده بوده، گرچه به گفته اين گزارشگر «آرزو بر جوانان عيب نيست». 1 به هر روى، با پادرميانى علما، نماينده «رسم تذكره را موقوف كرد». بعد هم توسط والى مكه تلاشهايى در جهت بازگرداندن بخشى از اموال غارت شده حجاج صورت گرفت.
وظيفه قونسول آن بود تا در وقت ورود درباريان و شاهزادگان، مراعات حال آنها را كرده كسانى را براى حمايت و نگهدارى آنان به همراه كاروان بفرستد.
زمانى كه دختر فرهاد ميرزا از مدينه به جده مىآمده، «چهار فرسنگ به شهر مانده، قونسول استقبال كرده، اصرار زيادى نموده كه به قونسولخانه» برود، اما «چون عيال نداشته است» به خانه او نرفته است. 2
پس از عبور حجاج از جده، قونسول دفتر خود را به مكه انتقال مىداده و در ايام عرفات و منا چادرى در آنجا برپا مىكرده است. در گزارشى كه از سال 1317 مانده، آمده است كه در منا، چادرى مخصوص قونسول ايران بوده است كه يكى از اشراف ايرانى با نام ناصرالسلطنه، كه آن سال به حج آمده بوده، در آنجا اقامت داشته است. 3 طبيعى است كه هر سال، كسانى از درباريان به حج مىآمدهاند و با حضور آنها در اعمال حج، و نيز آمدن قونسول ايران در جده، مشكلات حجاج ايرانى رتق و فتق مىشده است. به طور معمول در ايام منا، شبها جشن و سرور و آتش بازى بوده و در