354اذيّت و بهانه جويى مىكردند. ومرحوم ميرزاحسين خان مشيرالدوله سپهسالار در سفرى كه به مكه رفت و سيد مصطفى را چوب زد، قرار داد كه هر حاجى عجم به جهت خدّام حضرت رسول(ص) و مطوّفين آن آستان، يك ريال فرانسه كه قريب شش هزار دينار ايران به مطوف عجم بدهد و آن مطوّف ما بين خدام تقسيم نمايد و ديگر از هيچ جهت خدام متعرض حجاج عجم نشوند. و اينك همين رسم است و يكى يك ريال فرانسه به سيد حسن مطوّف عجم كه پسر سيد مصطفى است مىدهند و او ما بين خود و خدام قسمت مىكند و ابداً كسى متعرض عجم نيست و در كمال آزادى هستند.
حتى اگر كسى بخواهد در نماز و وضو تقيه هم نكند، هيچ كس بحثى بر او نخواهد داشت.» 1 از آنجا كه دولت ايران در مدينه، قونسولى نداشته و حتى از عجم ها، كسى در اين شهر اقامت نداشته است، «در فصل آمدن حجاج، اگر سؤال و جوابى حجاج عجم بهم برسانند، به همان سيد حسن پسر سيد مصطفى كه مطوف عجم است، رجوع مىشود.» 2 امين الدوله در سال 1316 خبر از آمدن آقا سيدحسن دليل ايرانيان نزد خود داده است. 3 به تدريج قونسول ايران نقش فعال ترى را در مكه و مدينه عهدهدار شده است.
حملهدارها و مطوّفهاى حجاج عجم
زمانى كه شخصى اراده سفر حج مىكرد، ابتدا لازم بود تا همسفرهايى از اطرافيان و آشنايان خود داشته باشد.
انجام چنين سفر دشوار و درازى، بدون وجود آشنا و همسفر تا حدّى، كار محال به نظر مىآمد. با اين حال، براى انجام كارهاى عمومى، كارى از آشنا و همسفر بر نمىآمد، بلكه لازم بود تا كاروانى تشكيل شود و اين كاروان سرپرست يا سرپرستهايى داشته باشد كه با تجربهاى كه دارند، كارهاى حجاج را در طول راه سر و سامان دهند.
بدين ترتيب حج، صرف نظر از اميرالحاج - كه پس از اين در باره او سخن خواهيم گفت - دو نوع كارگزار داشت؛ 1 - «حملهدار» و آن از محلى كه حجاج عازم مىشدند،