345به سلامت» بردهاند، شكرگزار بودند. 1 حجاج به خاطر همين وضعيت خطرناك راه، مجبور بودند در شب كشيك بدهند، چرا كه «در تمام منازل راه مدينه دزد و حرامى» فراوان بود. 2 با اين حال، اتفاق مىافتاد كه «از چهار طرف صداى دزد، دزد» در مىگرفت و بعد معلوم مىشد كه «در بين راه، خورجين پسر حاج عبدالهادى استرآبادى كه در بغداد تجارت دارد، از زير پايش بريده با بقچه رختش بردند.» راوى كه يك زن زائر است، مىافزايد: اين «حركات بسيار شبيهاست بهمثال حسينكُردكه در كتابها نقل مىكنند.» 3 در اين ميان، شبهايى كه مهتاب بود، به دليل قابليت مراقبت، كمتر اين قبيل اتفاقات مىافتاد. 4
گاه اين خطر به حدى بود كه زائرانى كه ابتدا حج را به جاى آورده و سپس قصد رفتن به مدينه را داشتند، از رفتن منصرف مىشدند. آنان به اجبار، نايبى از شيعيان مدينه مىگرفتند تا براى آنها در مدينه زيارت كند. 5 در واقع، شريف مكه نيز نمىتوانست كارى بكند و به همين دليل، اعلام مىكرد كه راه ناامن است و او مسؤوليتى ندارد. اگر علما در حج حاضر بودند، اعلام مىكردند كه رفتن به مدينه صلاح نيست. 6 حتى شريف مكه به امينالدوله توصيه كرد كه راه مدينه به ينبع خطرناك بوده چرا كه «هوس اعراب صحرايى در ايجاد مشكلات و سلب امنيت پايان ندارد.» 7 البته وقتى وى به مدينه رسيد، شيوخ راه ينبع، ناصر و شاهر و شاكر نزد وى «آمدند و در باب آن راه و امنيت و سلامت آن سمت گفتگوها» كردند. 8 اينان آمده بودند تا امين الدوله را قانع كنند تا از راه ينبع بازگردد. 9
مصيبت تنها در راه جبل و يا مسير مكه به مدينه نبود، بلكه در فاصله كوتاه جده تا مكه نيز اعراب غارتگر حضور داشتند. مخبرالسلطنه مىنويسد كه تاكتيك آنها اين است كه از يك سو تيراندازى مىكنند و وقتى قافله درهم شد، مىريزند و مىبرند. «اگر كسى دفاع كرد، خنجر در سينهاش مىخلد. زنى ترك مجروح شد و مردى مقتول.» اين در