338ديدار ايشان روشن مىكرديم.» 1 گذشت كه هر كدام از اين راهها، محاسن ومعايب خود را داشت. در سال 1302كه حدود سه هزار و اندى حاج ايرانى به مكه آمده بود «هشت صد نفر از راه شام آمد كه پنجاه نفر از آنها از تشنگى و باد سام مرده بودند، قريب يكصد نفر هم از راه جبل به دزدى و لباس تبديل آمدند و يك هزار و دويست نفر از راه بوشهر و بندرعباس و بغداد آمده و از جده وارد شده و يك هزار و كسرى هم از راه اسلامبول آمدند و از جده و ينبع وارد شدند.» 2
غارتگرىهاى اعراب بدوى در بيابانها
در بخش پيشين گذشت كه يكى از عادىترين مشكلات كاروانهاى حج؛ اعم از عجم و عرب در مسيرهاى بيابانى، گرفتارى آنان در ميان اعراب غارتگر باديه بود كه دزدى از كاروانهاى تجارى و زيارتى را از دو سه هزار سال قبل به عنوان يك درآمد مشروع و يك راه و رسم برگزيده بودند و به گفته نايب الصدر «معتقدند كه راهزنى و قافله غارت كردن مباح است». 3 پيش از اين، نمونههايى از اين دشوارىها را به خصوص در راه جبل اشاره كرديم. در اين باره، اطلاعات بيشترى در سفرنامهها وجود دارد كه خود نتيجه گسترده بودن اين قبيل حملات و راهزنىهاست. تأمين راه به عهده نيروهاى دولتى؛ اعم از عثمانى و حكومت شرفاى مكه و مدينه بوده، ليكن به رغم تلاشهايى كه صورت مىگرفت، به دليل طولانى بودن راه، دشوارى اسكان نيروهاى نظامى و جز آن، حفظ وحراست از كاروانها، به طور كامل، ممكن نبوده است.
در برخى روستاها، وضع اعراب از نظر «خبث باطن و خونخوارى» به قدرى خراب بود كه عسكر رومى، شب از ترس در قلعه مىماند و درها را به روى خود مىبست. 4 حتى در برخى منازل، خطر آن اندازه بود كه نيروهاى دولتى «از شرارت اعراب حرب» كاروانسراى خود را ترك كرده و نمىماندند. 5 چنان كه گاه كاروان را همراهى