336در سال 1263 «جميع اختيار همه حاج رومى و ايرانى و هندى و عرب و عجم با اوست». 1 زمانى كه در سال 1322 دو ايرانى براى شكايت نزد عبدالرحمان پاشا امير حجاج شام آمدند و ميرزا داود در آنجا نشسته بود، پاشا گفت كه با بودن ايشان من ميان شما حكم نمىكنم. 2 مخبرالسلطنه در سال 1321 مىنويسد «يك ساعت و نيم لازم بود كه دنباله قافله، جاى سر قافله بيايد». دراين محمل، سه هزار شتر بود كه در چهار قطار حركت مىكردند «دو قطار يك طرف و دو قطار يك طرف مىرفتند، بين آنها ده ذرع عرض، خيابانى مىافتاد، كأنّه آن حيوانات مشق كردهاند، ابدا در عرض خيابان اعوجاجى پديد نمىآمد.» 3 انتخاب راه شام، اين توفيق را نصيب زائر مىكرد تا در دمشق نيز به زيارت قبور و اماكن متبركه آنجا برود.
همچنين راه شام، پس از سال 1326 قمرى، اين امتياز را داشت كه از دمشق تا مدينه، خط آهن كشيده شده و مسافران مىتوانستند از قطار يا به اصطلاح رايج آن روزگار شُمَنْدُفِر استفاده كنند.
د: راه اسلامبول به جده
راه ديگر ايرانيان براى رفتن به حج، رفتن به استانبول بود كه مىتوانست از راههاى مختلف صورت گيرد. پيشنهاد نجم الملك در سال 1306 آن است كه «حجاج ايرانى از انزلى به سمت تفليس بروند و بعد، از اسلامبول و كنار مصر بگذرند و به جده وارد شوند.» 4 اگر زائر خراسانى بود، از مشهد به سمت عشق آباد رفته، از آنجا عرض درياى مازندران را طى كرده، به سمت بادكوبه و تفليس مىرفت و سپس با راه آهن عازم ساحل درياى سياه شده به اسلامبول مىرفت. 5 بخشى از اين مسير با راه آهن و بخشى با كشتى سپرى مىشد و حجاجى كه از بلاد خراسان و سرزمين روسيه بودند، از اين طريق عازم مىشدند. مصيبتهايى كه در اين مسير بر سر ميرزا داود آمده بود، سببنگرانى اواز اين راه شده، مىنويسد: