323لباسها و وسائل آنان را نيز در صندوق بزرگى گذاشته آن را در ماشين بخار مىگذاشتند تا به طور كامل ضد عفونى شود. پس از آن، چندين روز - گاه تا ده يا دوازده روز - آنان را نگاه داشته و سپس سوار كشتى مىكردند. منطقۀ قرنطينه در اين مسير دريايى دست كم در سه دهه پايانى دوره قاجار شهر قمران بوده است. 1 يكى از دشوارترين كارها، سوار و پياده شدن از كشتى براى قرنطينه بود كه با وجود شلوغى بيش از حد و سوار شدن بيش از ظرفيت كشتى، تحمّلناپذير بوده است. به علاوه، همين شلوغى سبب مىشد كه افراد در كشتى، جايى براى نشستن پيدا نكرده و طى سفر گرفتار عذاب مضاعف شوند. يك بار سه مسافر مجبور شدند دوازده ليره خرج كنند تا اجازه يابند محلى را در كشتى كه متعلق به خدمه ارمنى آن بود، براى اسكان خود بگيرند. يكى از اينان درباره آنچه طى برخوردشان با اين ارمنىها رخ داده مىنويسد: «اغلب ارامنه مىآمدند و از كوزه ما آب مىخوردند. گاهى مست بودند و گاهى مىرقصيدند و گاهى به ما ايراد مىگرفتند و سر به سر مىگذاشتند.
گاه با ما در جنگ و گاه آشتى بودند. ما هم چون چاره نبود، به همه حال ساخته بوديم.» 2 زائران ايرانى شيعه در اين مسير، مىبايست از برابر منطقه يَلَمْلَم و به عبارتى جُحْفه محرم شوند. شناخت اين محل، دشوارى خاصى داشت كه تنها افراد خبره و آگاه به مسير مىتوانستند محلّ آن را تشخيص دهند. زمانى كه كشتى به اين نقطه مىرسيد، خبر رسيدن آن را كاپيتانِ كشتى با سوت اعلام مىكرد و حُجّاج محرم مىشدند. 3 گاه به قدرى كشتى كثيف بود كه مقدمات محرم شدن از جمله غسل، محال مىنمود.
ظهيرالملك در سال 1306 مىنويسد: «نجاست است كه از اهل كشتى مىبارد، الآن در حال احرامند، چه احرامى! كه بدون ساتر و فوطه و همين طور كشف العوره غسل مىنمايند! چه غسلى! ظرف نجس، آب نجس، محل ناپاك، سبحان اللّه معركه غريبى است!» 4 برخى از كسانى كه مقدس بودند، در آنجا محرم نشده و پس از آمدن به جدّه،