322دريايى را نوشتهاند، از تلاطم دريا و موج هاى بلند و ترس و اضطراب حُجاج سخن گفتهاند. 1 زائرى اين وضعيت را چنين وصف كرده است:
«باز باد شمال مخالفى وزيدن گرفت، افواجِ امواج به حركت آمد، به كشتى ريزان و حجاج از رجال و نسوان وداع جان نمودند، در كيفيت روز مذكور زبان از تفصيلش لال است و مرغ بيان قاصر و شكسته بال». 2 براى زائرانى كه براى بار نخستين در كشتى مىنشستند، آن هم براى طى اين راه طولانى از جده تا بوشهر، تحمّل دشوارىهاى مسير دريايى بسيار سخت مىنمود. روزهاى متوالى اسير بىهوشى، استفراغ و عدم توانايى براى خوردن غذا بودند و بايد با جان كندن اين مسير را طى مىكردند. شرحى از اين مصايب را دختر فرهاد ميرزا نيز داده و با اشاره به اين كه دو شب كامل باد مىآمد و كشتى در تلاطم بود، از كاپيتان خارجى كشتى ياد مىكند كه: «تا صبح بيدار بود» و «خواب به چشمان اينها وجود ندارد». آنگاه مىافزايد: «در مملكت ايران، يك شب كسى بىخوابى بكشد، هزار جور آه و ناله مىكند، مثل مرده هرجا باشد مىافتد، ليكن اينها نه به جايى مىافتند، نه طورى كه رفع كسالت بشود، متصل در حركت و راه رفتن مىباشند». 3 در طى اين مسير، قرنطينههاى مخصوصى وجود داشته كه حجاج را از كشتى پياده كرده، لباسهاى آنان را ضدّ عفونى نموده و خود آنان را نيز معاينه مىكردهاند. 4 اين كار براى جلوگيرى از انتقال بيمارىهاى واگيردار به ساير حجاج كشورها بوده است. براى مثال، زمانى كه شايع شده بود كه در جده بيمارى وبا شايع شده، دولت روس براى دو سال اجازه نداد «احدى از تبعه روس» براى حج تذكره بگيرد. 5 اين هم ممكن بود كه اگر شايعه بيمارى در حجاز بالا گيرد، حجاج از ساير كشورها، اقدام به سفر حج نكنند. 6 يكى از دشوارىهاى قرنطينه براى يك حاج ايرانى يا غير ايرانى اين بود كه آنان را به طور جمعى لخت كرده، در يك صف از برابر پزشك عبور مىدادند.