264نوشته است. 1 وى متولد مكه بوده و تا پايان عمر همانجا سكونت داشته و اجازهاى در سال 1056 براى مولى نوروز على تبريزى نوشته است. (رياض /2 171). سيد حيدر بن سيدعلى موسوى عاملى؛ شيخ حر در سال 1062 در مكه او را ديده و نوشته است كه يكى دو سال بعد در همانجا درگذشت (امل الآمل، ج 1، ص 88). نمونههاى ديگرى هم وجود دارد كه برخى را در مقالى ديگر آوردهايم. 2
تشيع در مدينه
اين نكته تعجب برانگيز است كه در مقايسه با مكه، به جز تاريخ مدينه در قرن نخست هجرى، آگاهىهاى اندكى داريم. (به عنوان مثال نگاه كنيد به مدخل «مدينه» در EI 2) و تعجب بيشتر اين كه تاكنون دانشمندى براى شناساندن اين دوره اقدامى نكرده است.
از آغاز دوره عباسى، شهر مدينه تحت سيطره اعقاب حسين بن على بن ابىطالب(عليهما السلام) بود كه با عنوان بنوالحسين شناخته مىشوند. به نظر مىرسد كه اين خاندان، با حفظ مناصب رسمى، چون قاضى، خطيب، امام جماعت، مسؤوليت موقوفات براى توزيع غذا ميان فقرا در مراسم عاشورا - به ويژه در ميان طوايف جماز، عطيه و هواشم - موقعيت خود را به عنوان امراى شهر، حتى پس از فتح آن توسط عثمانيها، حفظ كرد. 3 منابع شيعه به ما مىگويد كه بنوالحسين برخلاف شرفاى مكه، به دليل حمايت بىاندازه از اهل بيت، در نهايت قدرتش را از دست داد، اما در اين باره، تاريخ خاصى ارائه نمىدهند. مداخله مكرر شرفاى مكه در مسائل اين شهر، تعيين افرادى از سوى آنها براى اشغال پستهاى مهم و نقش آنها به عنوان ميانجى در درگيرىها و دشمنىهاى ايجاد شده در ميان خاندان بنوالحسين، نشانگر آن است كه بايد نقصى در نفوذ سياسى آنها رخ داده باشد.
در دو قرن نخست حكومت عثمانىها، طايفه بنىشدقم از سادات بنوالحسين، به عنوان نسب شناسان و مورخان برجسته از ديگران متمايز و ممتاز بودند. آنها مكرر