256بغداد (در سال 1534) و بصره (به سال 1536) سبب شد تا دولت عثمانى در قلب سرزمينهاى كهن اسلامى حضور يابد.
در چشم مردمان عرب، سليم و جانشينان او سلطان الروم بودند، اما اين روشن بود كه آنچه امپراطورى عثمانى به دست آورد، تنها يك توسعه جغرافيايى نبود، بلكه صرف نظر از تمايلات و باور مذهبى اجداد سلطان سليم، بعد سياسى و مذهبى پيدا كرده بود.
اكنون قيافه دولت عثمانى با مسؤوليت سنگينى جلوه مىكرد. موقعيت به دست آمده جديد، دستيابى به مقام «خادم الحرمين» ى؛ يعنى عنوان متظاهرانهاى بود كه از مماليك خلع شده به ارث رسيده بود و به دليل داشتن ادعاى «خليفة المسلمين»، نخستين وظيفه اين دولت حمايت و حفاظت از دو شهر مكه و مدينه، فراهم كردن وسائل نگهدارى و تأمين آسايش آن دو شهر، ايجاد نظمى مطمئن و امنيت سالانه براى حاجيان، دفاع از مذهب و عقيده و حفظ وحدت مؤمنان بود.
در اصل، با توجه به وظايف رسمى يك حاكم عادل، هيچ چيز تازهاى رخ نداده بود. تنها پس از شكست دولت مماليك و پيوستن آخرين سلسله تركمان در آناتولى شرقى، مقابله با دولت صفوى كه مدعى تسلط بر دارالاسلام در محدوده حق خود بود، مطرح شده بود. 1
روى كار آمدن سلطان سليم اول، كسى كه خطر بزرگ قزلباشان را در نخستين روزهاى پيش از روى كار آمدنش درك مىكرد، به عنوان يك نقطه عطف در حيات مذهبى و سياسى امپراطورى عثمانى شناخته مىشود. 2 او و جانشينانش با حمايت سرسختانه از تسنن و پس از آن، حمايتهاى دينى از نهادها و تأسيسات مذهبى، توانستند بمانند و پس از شكست تهديد قزلباشان صفوى، تماميت ارضى خود را حفظ كنند. با اين حال، طبيعت ناهمگون امپراطورى كه از زمان تأسيس، شاهد همزيستى گروههاى شيعه و سنى، بلكه بالاتر، بدعتگرا بود، همچنان حفظ شد.