192اگر براى حسن و حسين(عليهما السلام) پيشامدى رخ داد، آخرين اين دو نفر در فرزندان على جستجو مىكند، اگر كسى را از آنان يافت كه صلاحيت و اسلام و امانت او را بپسندد، كارها را بدو محوّل مىسازد، و اگر كسى را در آنها نيافت كه واجد شرايط باشد به يكى از فرزندان ابوطالب كه داراى صلاحيت باشد كارها را محوّل مىكند، و اگر ديد بزرگان و صاحب نظران فرزندان ابوطالب در گذشتهاند به يكى از مردان بنىهاشم كه او را واجد شرايط مىداند مىسپارد.
بر آن كسى كه كارها بدو محوّل مىگردد، شرط مىشود كه اصول اموال را حفظ كند و بهره آن را انفاق نمايد در آنچه او را بدو دستور دادهام؛ از سبيلاللَّه و بر خويشان از بنىهاشم و بنىمطلب، دور و نزديك. چيزى از آن اصول به فروش نمىرسد و بخشيده نمىشود و به ارث منتقل نمىگردد.
آنچه در اختيار محمّد بن على (ابن حنفيه) است در اختيار او مىماند و پس از او به اولاد فاطمه منتقل مىشود، و آن دو برده كه نامشان را در صحيفه كوچك آوردهام، آزادند.
اين است آنچه على در اموالش دستور مىدهد، از روزى كه به «مسكن» آمده، و اين وصيّت براى خوشنودى خدا و پاداش در آخرت انجام گرفته، و از خدا در هر حال يارى مىخواهم. بر هيچ فرد مسلمانى كه ايمان به خدا و روز واپسين دارد، حلال نيست كه در اموالم كارى كند جز دستورى كه دادهام و از نزديك يا دور خلاف امر من انجام دهد.
سپس آن حضرت در ادامه وصيّتنامه فرمودند:
اين است آنچه على در اموال خود دستور مىدهد از روزى كه به مسكن آمده است. شاهدان بر اين وصيّت ابوشمر بن ابرهه و صعصعة بن صوحان و يزيد ابن قيس و هيّاج بن هيّاج مىباشند. اين وصيّت را على بن ابىطالب به دست خود پس از گذشتن ده روز از جمادى الاوّل سال سى و هفت نوشته است.»
***