190 [وإنّ مال محمّد بن عليّ علي ناحيته، وهو إلي بني فاطمة(عليهم السلام)]، 1 وإن رقيقيَّ الذين في صحيفة صغيرة التي كُتِبَتْ لي عتقاء. هذا ما قضي به عليُّ بن أبيطالب في أمواله هذه الغد من يوم قدم مِسْكن 2 ابتغاء وجهاللَّه والدار الآخرة، واللَّه المستعان علي كلّ حال، ولا يحلّ لامرئٍ مسلم يؤمن باللَّه واليوم الآخر أن يقول في شيء قَضَيتُه من مالي ولا يخالف فيه أمري من قريب أو بعيد.
أمّا بعد، فإنّ ولائدي... هذا ما قضي به عليّ في ماله هذه الغد من يوم قدم مِسْكَن. شهد أبوشمر بن أبرهة وصَعصَعة بنُ صُوحان، ويزيدُ بنُ قيس وهيّاجُ بن أبيهيّاج. وكتب عليّ بن أبيطالب بيده لعشرٍ خلون من جمادي الأولي سنة سبع وثلاثين.
«اين آن چيزى است كه وصيّت نموده و دستور داده است به آن در اموال و داراييش، بنده خدا على، براى خشنودى خدا، تا مرا به واسطه آن به بهشت برد و دوزخ را از من براى خاطر آن دور سازد و آتش جهنّم را بر من روا ندارد در روزى كه گروهى روسفيد و گروهى روسياه مىشوند.
وصيت چنين است:
املاكى كه در «ينبع» و اطراف آن دارم و نسبت آنها به من شناخته شده است، همه آنها و بندگان در آنها صدقه است. جز بندگانم «رباح» و «ابونيزر» و «جبير» كه اين سه تن آزادند و هيچ كس بر آنها تسلطى ندارد. ايشان غلامان مناند و در اموال ياد شده پنج سال كار مىكنند و حق برداشت مخارج و هزينه زندگى خود و فرزندانشان را دارند.
با حفظ اين مراتب آنچه در «وادى القرى» دارم و همه از اموال خودم مىباشد اختصاص به فرزندان «فاطمه»(عليها السلام) دارد، و بندگان در اين املاك صدقهاند (و در راه خدا مصرف مىشوند.)
و آنچه در «دَيْمه» دارم و افرادى كه در آنجا هستند نيز صدقه است، جز «زريق» كه مانند غلامان ياد شده مىباشد. و آنچه در «اذينه» دارم با آنان كه در آنجا هستند نيز صدقه است،