172ما از تو خير و آنچه در آن است مىخواهيم و از بدى اين دِه و آنچه در آن است به تو پناه مىبريم.
پس از اين دعا، بلا فاصله با گفتن بسماللَّه ... فرمان حمله داده شد.
در اينجا گرچه كيفيت حمله و طرز قرار گرفتن قلعهها روشن نيست ولى مىتوان فهميد كه در گرفتن قلعه ناعم و ابىالحقيق و بلكه در تمام قلعهها هيچيك از آلاتى كه آن روز از قبيل منجنيق و دبابه و غيره براى خرابى قلعه به كار مىبردند، استعمال نشد و نيز، معلوم است كه اوّلين قلعه مورد حمله، قلعه ناعم بود و يهوديان از بالاى درِ همين قلعه، سنگ آسياى دستى را بر سر يكى از سرداران اسلام كه محمّد بن مسلمه نام داشت، انداختند و او را به شهادت رساندند. 1
پس از فتح قلعه ناعم، قلعه قموص مورد حمله قرار گرفت ولى در گرفتن اين قلعه مسلمان ها متحمّل صدمه و تلفات چندانى نشدند و محاصره زياد طول نكشيد، در مقابل، مسلمانان اسيران بسيار و اموال زيادى به دست آوردند؛ از جمله اسيرانى كه از اين قلعه به چنگ مسلمانها افتاد، صفيّه دختر حُيىبن اخطب بود.
عروسى در بازگشت از جنگ
در ميان يهوديان بنىنضير، كه پيغمبر آن ها را از مدينه كوچ داده بود، حُيىبن اخطب يكى از ثروتمندان و اشراف اين قبيله بود. حُيى بن اخطب دخترى داشت صفيّه نام كه زيبايى صورت را با حُسن اخلاق دارا بود و در ميان همسالان خود قدر و منزلتى از همه بهتر داشت، پدرش هم از اين جهت بسيار به او علاقمند بود. مادرش ضره دختر سموال است كه ظاهراً اسلام نياورد و به دينِ يهود مرد. صفيه وقتى به سن ازدواج رسيد، پدرش از ميان همه شيفتگان و دلدادگانِ وى، او را به پسر عمويش سلّام بن مِشْكَم داد. 2 معلوم نيست صفيه از اين زناشويى خوشحال بوده يا نه، گر چه برخى