128تصميم به از ميان برداشتن پيامبر خدا(ص) و قتل آن بزرگوار گرفتند. رسول گرامى اسلام پس از آگاهى از اين تصميم، به فرمان الهى ناگزير به هجرت و خارج شدن از مكه مكرمه گرديد.
( إِلاّٰ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّٰهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ...). 1
اگر او را يارى نكرديد، خداوند يارىاش كرد؛ (و در مشكلترين لحظات، او را تنها نگذاشت). آن هنگام كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند.»
پيامبر با تمامى عشق و علاقهاى كه به مكه معظمه داشت، با حسرتى زايد الوصف، اين سرزمين پاك و الهى را ترك كرد و به هنگام خروج از حرم الهى، فرمود: «مَا أَطْيَبَكِ مِنْ بَلَدٍ وَ أَحَبَّكِ إِلَيَّ وَ لَوْ لاَ أَنَّ قَوْمِي أَخْرَجُونِي مِنْكِ مَا سَكَنْتُ غَيْرَكِ...». 2«چه شهر پاكى و چقدر دوست داشتنى هستى! اگر قوم من، از اين شهر بيرونم نمىكردند، جز در تو سكونت نمىگزيدم.»
پيامبر اسلام پس از روزهاى طولانى پيادهروى در مسير گرم و ملال آور مكه تا يثرب، وارد اين شهر شد. 3 آن حضرت به محض ورود به يثرب، اقداماتى سنجيده به منظور انسجام مسلمانان و دفع خطر اهل كتاب انجام دادند. نخستين اقدام آن حضرت ساختن مسجد بود. جايگاهى كه افزون بر مركزيت عبادى، مسائل فرهنگى و سياسى نيز از آنجا مديريت مىشد. دومين اقدام آن حضرت ايجاد پيمان برادرى ميان مسلمانان بود كه اين مهم نيز در محل مسجد برگزار گرديد و اقدام ديگر ايشان انعقاد معاهدهاى با اهل كتاب بود كه به موجب آن، مسيحيان و يهوديان مدينه در جنگهاى احتمالى، دست كم به دشمنان اسلام مدد نرسانده و در جبهه دشمن قرار نمىگرفتند.
هر روز كه از حضور مسلمانان در شهر مدينه مىگذشت جاذبههاى معنوى اين دين جديد، بيش از پيش، مردم كنجكاو را مورد توجه قرار مىداد. بيان نغز و شيوا و منطق جذاب و برخورد نرم پيامبراسلام، حجت را بر طالبان حقيقت تمام مىكرد و در اين