110
الْهُدى». 1«همانا من تو را به سوى خداى بزرگ مىخوانم و من ابلاغ رسالت نموده و تو را نصيحت كردم، پس اندرز مرا بپذير؛ درود بر پيروان هدايت باد!»
قبايل و دستههاى مختلف مسيحيان در زمان حيات پيامبر اسلام(ص) و بعد از آن، پيوسته از حمايت فرستاده خدا و مسلمانان برخوردار بودند و مسلمانان براساس پيمان صلحى كه با مسيحيان بسته بودند، از منافع و حقوق آنان حمايت مىكردند. تنها در زمان خليفه دوم، عمر، در سرزمينهاى اسلامى بجز زنان، اطفال و پيرمردان مسيحى، تعداد پانصد هزار نفر مسيحى زندگى مىكردند و در مصر، پانزده ميليون مسيحى در كمال آرامش و امنيت تحت حكومت مسلمانان بودند. 2 پس از آنكه مسيحيان نجران، از مباهله با پيامبر(ص) به دليل عظمت شأن و مقام رسولاللّه و همراهانش مأيوس شدند و گفتند كه محمد و فرزندانش و على، شخصيتهاى وارستهاى هستند، صلح نامهاى با پيامبر(ص) امضا كردند. طبق اين صلحنامه، در برابر پرداخت ماليات و خراج مسيحيان نجران در انجام دستورات آيين خود، از آزادى برخوردار بودند. در فرازى از اين صلحنامه آمده است:
«... وَ لِنَجْرَانَ وَ حَاشِيَتِهَا جِوَارُ اللَّهِ وَ ذِمَّةُ مُحَمَّدٍ النّبِيّ، رَسُولِ اللّهِ عَلى أَمْوالِهِم، و أَنْفُسهِم وَ مِلَّتهِم، وَ غائِبهِم وَ شاهِدِهِم، وَ عَشِيرتِهِم، وَ بَيعِهِم وَ كُلّ ما تَحْت أَيدِيهِم مِن قَلِيل أَو كَثِيرٍ، لا يُغير أسقف مِن أسقفيته، وَ لا راهب مِن رُهبانيته، وَ لا كاهنَ مِن كهانَتِه ...» 3«مردم مسيحى نجران و حاشيه آن، در سايۀ خداوند و ذمّه محمد، پيامبر خدا هستند؛ كه دارايى، جان، دين، افراد غايب و حاضر، خانوادۀ آنان و تجارت و آنچه از كم يا زياد در اختيار دارند، همه محفوظ و در امان است؛ هيچ اسقف يا راهب يا كاهنى از آنان، از مقام خود عزل نمىشود و به آنان اهانتى نخواهد شد. بر اساس اين صلحنامه روشن مىشود كه حكومت اسلامى مانند قدرتهاى زورگو نيست كه از ضعف و بيچارگى مخالفان سوء استفاده كند، بلكه در تمام لحظات، روح مسالمتآميز، دادگرى و اصول انسانى را در نظر مىگيرد.»