86سوزاندن جسد مقدس پدرش، زيد(ع) و منظور از دو تير، آن دو تيرى بود كه يكى به پدرش، زيد و ديگرى به برادرش يحيى، اصابت كرد. 1
صاحب «غاية الاختصار»، درباره حسين مىگويد: «كان سيّدا جليلاً شيخ اهله و كريم قومه»؛ 2 «حسين بن زيد، آقا، بزرگوار، محترم و بزرگ خاندان و ميان خويشانش، بسيار گرامى بود». او از نظر زبان، بيان، قلم، زهد، فضل، احاطه بر انساب، شناسايى افراد و تاريخ، از رجال بنى هاشم، به حساب مىآمد. 3 او به كمك ابراهيم، محمد و فرزندان عبدالله محض شتافت و در جبهه جنگ، همراه آنان جنگيد و پس از شهادت آن دو، متوارى شد. او را در آخر عمرش، مكفوف (نابينا)، لقب دادند؛ چراكه آخر عمرش نابينا شد و شايد علت آن، همان زياد گريستن بود. او در سال 140ه .ق، از دنيا رفت. 4
قيام حسين بن زيد(ع)
حسين بن زيد(ع)، از كسانى بود كه همراه محمد و ابراهيم، فرزندان عبدالله بن حسن، قيام كرد. سپس براى مدتى طولانى، متوارى شد و چون او را تعقيب نكردند و اطمينان يافت كه دستگير نخواهد شد، خود را ظاهر ساخت.
برادرش، محمد بن زيد، مورد محبت منصور عباسى قرار گرفت و وى را نزد خودش برد. محمد، بهوسيله نامه، برادرش، حسين را از جانب منصور، تأمين داد و موقعى كه از طرف منصور آسودهخاطر شد، در مدينه آشكار شد. ولى با كسى تماس نمىگرفت و تا از كسى كامل اطمينان نمىيافت، او را به خانه خويش راه نمىداد.
«على مقانعى» به سند خود، از حسين بن زيد، روايت كرده است كه گفت: «در نهضت محمد بن عبدالله، چهار تن از فرزندان امام حسين بن على(عليهما السلام) خروج كردند: