312دخترك درِ خانهاى را زد؛ در به روى او باز شد و او داخل خانه گرديد. اما اهل خانه به مجرد اينكه او را مشاهده كردند، فرياد شيون و سوگوارى سر دادند! عيسى، وقتى آن صحنه را ديد، نزديك رفت و علت آن سر و صدا و آه و ناله را پرسيد. به او گفتند كه خبر درگذشت قاسم بن عباس، به مدينه رسيده است و اين دخترك، فرزند او مىباشد.
عيسى پس از سفر حج كه به وطن خود بازگشت، متوجه شد آن شخص ناشناس، وفات يافته است. آنگاه مردم را باخبر ساخت كه وى، قاسم نوه امام موسى بن جعفر(ع) بوده است و داستان دخترك و صحنهاى را كه در مدينه، پيش آمده بود، براى آنها شرح داد. آنگاه عدهاى از مؤمنان همكارى كردند و روى قبر او بقعهاى ساختند و آن بقعه كه به قول برخى در شوش قرار دارد، هماكنون نيز محل زيارت و احترام اهل ايمان مىباشد. 1
بايد توجه داشت كه نظير اين داستان نيز درباره قاسم بن موسى(ع) كه در حله، وفات يافت، در برخى از منابع، ذكر شده است. از اينرو احتمال دارد كه اين داستان، مربوط به قاسم بن موسى(ع) باشد كه به اشتباه در برخى از منابع به قاسم بن عباس ابن موسى(ع)، معرفى شده است.
زيارتگاههاى منسوب به عباس بن موسى كاظم(ع)
علامه سيد مهدى قزوينى در كتاب «فلك النجاة»، مزار او را در كاظمين 2 دانسته و همين قول را برخى از مورخان پذيرفتهاند. 3 نمازى شاهرودى معتقد است كه مزار وى، در بجنورد است كه هماكنون نيز بارگاهى عظيم، به وى منسوب مىباشد. 4 از آنجايى كه