259خروج كردهاند، اين نام را آورده و گفته است:
سن ظلم الامام للناس زيد
زيد، ستم كردن بر امام را براى مردم سنت كرد و بهراستى كه ستم به امام، درد بىدرمانى است. همچنين فرزندان آن مير بزرگ (مقصود محمد و ابراهيم، فرزندان عبدالله بن حسن مىباشند) و كشته فخ پس از يحيى و موتم الاشبال (عيسى بن زيد). 1
در علت فرار و متوارى شدن وى، اختلاف است؛ برخى گفتهاند سببش آن بود كه ابراهيم بن عبدالله (شهيد باخمرى)، در نماز ميت، چهار تكبير گفت (مطابق مذهب اهلسنت». عيسى بن زيد به او گفت: «تو كه مذهب خاندان خود را مىدانى (كه پنج تكبير است)، چرا يك تكبير را كم كردى؟»!
ابراهيم گفت: «اين كار براى وحدت مردم و پراكنده نشدن آنها، بهتر است و ما امروز به همبستگى مردم، احتياج داريم و با كم كردن يك تكبير از نماز ميت، انشاءالله، زيانى متوجه كسى نخواهد شد».
البته گفتنىاست كه اين روش تقيه در آن شرايط حساس، بسيار لازم بوده است. عيسى اين پاسخ را نپسنديد و از ابراهيم، كناره گرفت. اين مطالب به گوش منصور عباسى رسيد. وى كسى را نزد عيسى فرستاد تا زيديه و شيعيان را از اطراف ابراهيم، پراكنده سازد. اما عيسى نپذيرفت و زمانى كه ابراهيم به شهادت رسيد، عيسى متوارى شد.
به منصور گفتند: «تو درصدد دستگيرى عيسى برنمىآيى؟» گفت: «نه؟! به خدا سوگند! من پس از محمد و ابراهيم، از ايشان كسى را تعقيب نمىكنم و پس از اين، براى آنها نامى بجاى نخواهم گذارد».
ابوالفرج اصفهانى، مورخ بزرگ، مىگويد:
اين مطلب (متوارى شدن و دورى جستن عيسى از ابراهيم)، صحيح نيست؛ زيرا به