161واداشت كه خون فرزندان رسول خدا(ص) را بريزد و اين ننگ و رسوايى را به نام خود، در تاريخ ثبت كند. عبيدالله، برادر محمد بن عبدالله، به اين خونريزى بىشرمانه وى، اعتراض كرد و گفت:
تو بر خلاف عهد طاهر، رفتار كردى؛ زيرا او، على(ع) را در خواب ديده بود؛ در حالىكه به او فرمود: «واحفظنى فى ولدى فإنّك لاتزال محفوظا ما حفظتنى فى ولدى» 1؛ «مرا در مورد فرزندانم، براى خود حفظ كن (با آنها مدارا كن). تو هميشه محفوظى تا وقتى كه مرا در مورد فرزندانم، حفظ كنى».
آنگاه محمد بن عبدالله گفت: «ديشب نيز من در خواب، اينگونه شنيدم كه به من گفته شد: «يا محمد! نكثتم!» 2؛ «اى محمد! پيمان را شكستيد». 3
اشعارى از «ابنالرومى» در هجو طاهريان، بهويژه محمد بن عبدالله بن طاهر، به مناسبت كشته شدن يحيى، نقل شده است كه از ستم طاهريان، خبر مىدهد. 4 ابناسفنديار، نوشته است: «به سبب كشته شدن يحيى بن عمر، به دست محمد بن عبدالله بن طاهر، در كوفه، هميشه طالبيان با اولاد طاهر بن حسين، بد بودند». 5
سيد ظهيرالدين مرعشى، مىنويسد: «خدا نسل محمد بن عبدالله(ص) را بركتى و كثرتى به فضل و فيض بىدريغ خود پديدآورد و اولاد دشمنان ايشان را منقطع گردانيد». 6
پنج سال پس از واقعه شاهى، «حسن بن زيد علوى»، در ميان ديلمان قيام كرد و «عبدالله بن عزيز» يكى از بزرگان طاهريان را به انتقام يحيى بن عمر كشت و به اين ترتيب، زوال دولت طاهريان، فرا رسيد. 7