517سيد محمد، بهاندازهاى جليلالقدر و عظيمالشأن بوده است كه شيعيان خيال مىكردند او، امام بعدى است. ياران امام هادى(ع) نيز درباره امامت وى، از امام سؤال مىكردند. «على بن عمرو نوفلى» مىگويد:
همراه ابىالحسن(ع) در حياط منزلشان بوديم كه پسرش محمد، از جلوى ما گذشت. گفتم: «فدايت شوم!» آيا امام ما بعد از شما، ايشان است؟» امام در جواب من فرمود: «نه. امام شما بعد از من، حسن است». 1
علاقه امام به سيد محمد
امام هادى(ع) و فرزندش امام حسن عسكرى(ع)، به محمد، بسيار ابراز علاقه مىكردند؛ به طورى كه امام براى او، مجلس ختم برگزار كرد. جمعى از بنىهاشم، از جمله حسن بن حسن افطس، نقل كردهاند:
روز وفات سيد محمد، به خانه امام هادى(ع) رفتيم و ديديم در صحن خانه، بساط گستردهاند و مردم دور تا دور، نشستهاند. جمعيت را تخمين زديم، غير از موالى و ساير مردم، 150 نفر از آل ابىطالب، بنىهاشم و قريش، حضور داشتند. ناگهان امام حسن عسكرى (ع) در حالىكه گريبان خود را در مرگ برادر، چاك كرده بود، وارد شد و كنار پدر ايستاد. ما حضرت را نمىشناختيم. پس از ساعتى، حضرت امام هادى (ع) رو به او كرده و فرمود:
«يا بُنَي أَحْدِثْ لِلهِ شُكْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيكَ أَمْراً». امام حسن(ع) گريه كرد و گفت:
«اَلْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، اياهُ نَشْكُرُ نِعَمَهُ عَلَينا وَ إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ». پرسيدم: «او كيست؟» جواب داد: «حسن(ع) فرزند امام على النقى(ع)». در آن هنگام، بيستساله به نظر مىرسيد. ما فهميديم كه پس از پدر، او امام است. 2
ويژگىهاى اخلاقى
ابوجعفر، سيد محمد، داراى اخلاق والا، گستردگى علوم و ادب بسيار برجسته بود و