440به منطقه سهرورد (از توابع زنجان)، منسوب بودند و نسبشان به محمد بن ابىبكر، يار باوفاى امام على(ع) مىرسد. ابنخلكان، نام و نسب كامل ضياءالدين سهروردى را تا ابوبكر، چنين ذكر كرده است: ابوالنجيب عبدالقاهر بن عبدالله بن محمد بن عبدالله (معروف به عَمُّويه) بن سعد بن حسين بن قاسم بن علقمة بن نضر بن معاذ بن عبدالرحمان بن قاسم بن محمد بن ابوبكر. اما ابن نجار، از روى دستخط خود شيخ ضياءالدين، بهجاى علقمة بن نضر بن معاذ، نضر بن سعد ابن نضر را ذكر كرده است. 1
او حدود سال 490ه .ق در سهرورد، به دنيا آمد. در بغداد، تدريس علوم دينى را آغاز كرد و در مدرسه نظاميه اين شهر، فقه را نزد اسعد ميهنى، فراگرفت و پس از آنكه در فقه تسلط يافت، در فاصله 545 تا 547 ه . ق، به عنوان مسئول مدرسه نظاميه تعيين شد و خود در آنجا به تدريس پرداخت. سپس به تصوف گرويد و به حلقه ارادت شيخ احمد غزالى درآمد. به همين علت، مدتى كنج عزلت برگزيد و به تهذيب نفس و سير و سلوك پرداخت. سپس شروع به وعظ و ارشاد كرد و بسيارى از مردم، به دست وى توبه كردند و به حلقه ارادتش درآمدند. او كنار دجله، در بغداد رباط، مدرسهاى ساخت. 2
ابنخلكان با عبارت «شيخ زمان خود در عراق»، سهروردى را ستوده است 3 كه نشان از اهميت و جايگاه عرفانى ويژه وى در آن دوره دارد. او استاد و مربى برادرزاده خود، شيخ شهابالدين سهروردى است كه از عرفاى بزرگ قرن ششم هجرى، به شمار مىآيد. همچنين او داراى دو فرزند، به نامهاى ابوالرضا عبدالرحيم (زنده در 560ه .ق) و ابومحمد عبداللطيف (534-610ه .ق) بوده است كه تاجالدين سبكى، هر دو را از فقهاى شافعى دانسته و نام برده است. 4
از ضياءالدين سهروردى، اثرى عرفانى به زبان عربى، با عنوان «آداب المريدين»،