430ساختهاند كه از آن جمله مىتوان به سيد حيدر آملى و قاضى نورالله شوشترى اشاره كرد.
از ميان صوفيان نيز ابوالحسن غزنوى، معروف به هجويرى، از جنيد نقل كرده است: «شيخنا في الاصول والبلاء علي المرتضى»؛ «شيخ ما در اصول و بلا كشيدن، على مرتضاست». 1 عطار نيشابورى نيز از جنيد، نقل كرده است:
شيخ ما در اصول و فروع و بلا كشيدن، اميرمؤمنان على [مرتضى(ع)] است، مرتضى را در گزاردن حربها، از او چيزها حكايت كردند كه كس طاقت شنيدن آن ندارد كه او اميرى بود كه خداوند تعالى، او را چندان علم و حكمت كرامت كرده بود. 2
او در ادامه افزوده است كه جنيد، چنين مىگويد:
اگر مرتضى، يك سخن به كرامت نگفتى، اصحاب طريقت چه كردندى؟ و اين سخن، آن است كه از مرتضى سؤال كردند: «خداى عزوجل را به چه شناختى؟» گفت: «بدان كه شناسا گردانيد مرا به خود كه او، خداوندى است كه او را شبه نيست و او را نتوان دريافت به هيچ وجهى و او را قياس نتوان كرد به هيچ خلقى كه او نزديك است در دورى خويش و دور در نزديكى خويش. بالاى همه چيزهاست و نتوان گفت كه تحت او، چيزى هست و او نيست از چيزى و نيست چون چيزى و نيست در چيزى و نيست به چيزى. سبحان آن خدايى كه او، چنين است و چنين نيست هيچ چيز از غير او». اگر شرح اين سخن دهد، به مجلّدها برآيد، فَهِمَ مَن فَهِمَ. 3
جنيد در روز نوروز سال 297ه .ق، يا 298ه .ق، در بغداد درگذشت 4 و در قبرستان شونيزيه اين شهر، كنار دايى خود، سرى سقطى، به خاك سپرده شد. 5