406را در يارى رساندن به زيد، دليل دوستى او به اهلبيت دانسته است. 1
در جريان قيام زيد بن على(ع)، در سالهاى 121-122ه .ق، ابوحنيفه، پنهانى او را يارى كرد و مال و سلاح، در اختيارش قرار داد. 2 زمانى كه يزيد بن عمر بن هبيره در سال 129ه .ق، از جانب مروان دوم اموى، به فرمانروايى عراق منصوب شد، ابوحنيفه را به تصدى قضا و به روايتى، به نظارت بر بيتالمال فراخواند و ابوحنيفه با وجود فشارى كه ابنهبيره بر او وارد آورد، از پذيرش پيشنهاد او سرباز زد. 3
افزايش فشار از جانب ابنهبيره بر ابوحنيفه، او را ناچار ساخت تا كوفه را ترك كند و به مكه بگريزد و دو سال باقىمانده از خلافت امويان را در آنجا بهسر برد. 4 او در اين فرصت، به تبليغ اعتقادات و آراى فقهى خود پرداخت و با ايوب سختيانى، فقيه بصره كه در آن زمان، در مكه بهسر مىبرد، رقابت سختى داشت. 5
پس از تأسيس خلافت عباسى و به حكومت رسيدن سفاح، ابوحنيفه به كوفه بازگشت. 6 اما با بهكار بستن حيلهاى لفظى، از بيعت كردن با سفاح طفره رفت. 7 برخى از نويسندگان مسلّم دانستهاند كه ابوحنيفه، خلافت عباسيان را منكر بود و هرگز با سفاح و منصور، بيعت نكرد. 8
در سال 145ه .ق كه ابراهيم بن عبدالله محض در بصره، عليه خلافت منصور قيام كرد، ابوحنيفه اين قيام را تأييد نمود و مردم را به يارى ابراهيم ترغيب كرد و نامهاى به وى