339شيخ طوسى به نقل از شيخ مفيد، داستان متفاوتى از اين داستان را با تفصيل و جزئيات بيشتر، از امام محمد باقر(ع) نقل كرده كه متن كامل آن، چنين است: 1
هنگامى كه اميرمؤمنان(ع) از جنگ با خوارج باز مىگشت، به «زوراء» رسيد و به مردم فرمود: «اينجا زوراء است. پس حركت كنيد و از آن دور شويد. همانا «خسف» و فرو رفتن در آن، از فرو رفتن ميخ در الَك، تندتر است». پس هنگامى كه به منطقهاى از زمين آنجا رسيد، پرسيد: «اين چه زمينى است؟» گفتند: «بحرا». حضرت فرمود: «زمينى شورهزار است. از آن دور شويد و به سمت راست، حركت كنيد». هنگامى كه به «يمنة السواد» رسيد، راهبى را در صومعهاى مشاهده كرد و از وى پرسيد: «اى راهب! آيا در اينجا فرود آييم؟» راهب گفت: «با سپاهيانت در اين زمين فرو ميا». امام پرسيد: «چرا؟» راهب گفت: «ما در كتابمان خواندهايم كه جز وصى پيامبر كه به همراه سپاهيانش در راه خدا مىجنگد، در اين منطقه فرو نمىآيد». اميرمؤمنان به او فرمود: «من سرور اوصيايم». راهب گفت: «پس تو همان كمموىترين مرد قريش و جانشين محمد(ص) هستى!». اميرمؤمنان به او فرمود: «من همانم».
پس راهب نزد او آمد و گفت: «شريعت و آيين اسلام را بر من عرضه بدار. من در انجيل، صفات تو را يافتهام و [اينكه] تو در زمين براثا (خانه مريم(عليها السلام) و زمين عيسى(ع)) فرو مىآيى». اميرمؤمنان گفت: «بايست و چيزى را به ما خبر مده». سپس به مكانى رسيد و فرمود: «به اينجا ضربهاى بزنيد». آنگاه با پاى خود، ضربهاى به آنجا زد و چشمهاى روان، از آن محل جوشيد. امام فرمود: «اين چشمه مريم(عليها السلام) است كه براى وى شكافته شد». سپس فرمود: «اينجا را به مقدار هفده ذراع بكنيد». پس آنجا را كندند و صخرهاى سفيد، نمايان گشت. حضرت فرمود: «اينجا مريم(عليها السلام)، حضرت عيسى(ع) را از شانهاش بر زمين گذاشت و نماز خواند.